بررسی فیلم ماجرای نیمروز 2 رد خون

رادین شکوریان
۳ آذر ۱۳۹۸
بررسی فیلم ماجرای نیمروز 2 رد خون
قسمت اول « ماجرای نیمروز » برای محمدحسین مهدویان یک موفقیت بزرگ بود. کارگردانی که توانست سبک و سیاق کارگردانی خود و تاکید بر استفاده از لنزهای واید و در نهایت فرم روایت خود به سبک آثار مستند را به عنوان سبک فیلمسازی اش به مخاطب عرضه نماید و با اقبال عمومی مواجه شود. « ماجرای نیمروز » درباره عملیاتی علیه سازمان مجاهدین خلق بود که در نهایت به کشته شدن یکی از اعضای ارشد بلند پایه این گروه تروریستی منجر می شد. در قسمت دوم این فیلم که « رد خون » نام دارد، مهدویان بار دیگر گروه اطلاعاتی فیلم را به سراغ سازمان مجاهدین خلق می فرستد تا اینبار روایتگر عملیات مرصاد باشند.

فیلمی که خالی از ایراد نبود

محمدحیسن مهدویان در « ماجرای نیمروز 2 : رد خون » سعی کرده روایتگر این واقعه در تاریخ جنگ باشد و البته اینبار برخلاف قسمت قبل، تصمیم گرفته تا دوربین را به درون تشکیلات سازمان مجاهدین هم ببرد و بخشی از تفکرات آنها را به تصویر بکشد.

 

 اما فیلمنامه جدید مهدویان با ایرادات ریز و درشتی در روایت همراه است که باعث چندپارگی داستان و مدت زمان طولانی اثر گردیده است. نخستین ایراد بزرگ فیلم، خرده روایت های فراوانی است که در طول قصه شکل می گیرد اما به خوبی پرورش نمی یابند و یا به خنثی ترین شکل ممکن به سرانجام می رسند.

 

اضافه شدن شخصیت های جدید

در « رد خون » برخی از شخصیت های قسمت قبل به شهادت رسیده اند تا شخصیت های جدید معرفی شوند. اما نفرات جدید برخلاف شخصیت های قبلی، فاقد پرداخت لازم هستند و نمی توانند سمپاتی با تماشاگر داشته باشند. شخصیت افشین ( با بازی محسن کیایی )، یکی از شخصیت های جدید اضافه شده به داستان است که تکلیف تماشاگر هرگز با او مشخص نمی شود.

 

وی عضو اطلاعاتی ایران محسوب می شود که همسرش به عضویت سازمان مجاهدین درآمده است. اما افشین که این مسئله را از اطلاعات مخفی کرده، در طول قصه بارها از جمع کردن ماجرا سخن می گوید اما تا پایان فیلم هدف او مشخص نمی شود و حتی کوچکترین تصمیمی که بتوان وی را مصمم به حل و فصل نمودن مشکل دانست بیان نمی شود. او در طول قصه مدام به دنبال کمال است و به عنوان نفر دوم، صحبت های دیگران را تکمیل می کند و کارکرد دیگری در داستان ندارد.

 

بازی خوب جواد عزتی

در میان بازیگران فیلم، بهترین عملکرد مربوط به جواد عزتی است که اگرچه نقش چندان زیادی در مقایسه با دیگر بازیگران در فیلم ندارد، اما توانسته در جایگاه یک اطلاعاتی، تصویری قاطع و محکم و البته بی رحم از شخصیت صادق به مخاطب ارائه دهد. بازی خوب عزتی در این نقش، بار دیگر توانایی های او برای بازی در نقش های غیر کمدی را به تصویر کشیده است.

 

هادی حجازی فر نیز یکی دیگر از بازیهای خوب فیلم را رقم زده که البته با پرداخت متزلزل شخصیت کمال، بازی خوب او نسبت به قسمت اول کمرنگ تر جلوه می کند. شاید نیاز بود تا مهدویان دائم تصویر عجیب تخمه خوردن کمال را در چند سکانس به تصویر نمی کشید! محسن کیایی و بهنوش طباطبایی نیز به جهت شخصیت پردازی ضعیف افشین و سیما، نتوانسته اند در فیلم کاری صورت دهند.

 

داستانی با جزئیات کم ولی مفید برای نسل جدید

ساخت آثاری مانند « ماجرای نیمروز 2 : رد خون » برای سینمای ایران اتفاق خوش یُمنی محسوب می شود چراکه شاید نسل جوان ایرانِ امروز اطلاع چندانی از تاریخ پر ماجرای جنگ نداشته باشد و ساخت اینگونه آثار کمک شایانی به درک موضوعات تاریخی خواهد کرد. مهدویان در « رد خون » مانند همیشه به نکات فنی مسلط بوده و از این حیث اثری شایسته تحسین است، اما زمانی که به فیلمنامه می رسیم، حفره های فراوانی در آن می یابیم که نیازمند بازنگری است.

 

 ارائه یک تصویر کاریکاتور مآبانه از یک سازمان تروریستی بی رحم که جنایات فراوانی مرتکب شده، نمی تواند تاثیر مناسبی بر ذهن تماشاگر بر جای بگذارد. شاید نیاز بود که مهدویان صرفاً به جای ایجاد ارتباط عاطفی میان تماشاگر و عضو زن سازمان مجاهدین و قربانی نشان دادن وی، پیچیدگی های دراماتیک بیشتری را به کار بگیرد تا ذهن تماشاگر تحلیل عمیق تری از وضعیت آن روزهای سازمان مجاهدین داشته باشد. اما در نهایت پیام مهدویان درباره این سازمان بسیار سر راست و واضح است و همین نگاه کم جزئیات باعث می شود تا قصه توان کافی برای باقی ماندن در ذهن تماشاگر را نداشته باشد

 

ماجرای نیم روز2 اثری شایسته

با تمام ایرادتی که می توان به فیلمنامه « ماجرای نیمروز 2 : رد خون » وارد دانست، ذکر این نکته نیز ضروری است که فیلم از منظر فنی یکی از شایسته ترین آثار سینمای ایران محسوب می شود که به لطف بودجه مناسبی که در اختیار داشته، توانسته طراحی صحنه میدانی خوبی داشته باشد و در اجرا نیز به بهترین شکل ممکن عمل کند.